عبد الرضا سالار بهزادى
401
بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )
يا شايد اشاره به شايعهء عزل حسام الملك است در اين زمان ؟ ( 525 ) - دو سه كلمه حاشيهء كاغذ پاره شده است . ( 526 ) - ميرزا هاشم خان سطوت الممالك كه از 1316 - حكومت آصف الدوله - حكومت بلوچستان را نيابتا يا مستقلا برعهده داشت . ( 527 ) - منظور العاقل يكفيه الاشاره است . ( 528 ) - منظور 24 شهر شوال المكرم 1318 است . ( 529 ) - معلوم نيست سردار اردو در اين جنگ چه كسى بوده است كه به نظر مىرسد كنايهها و گلههاى نويسندهء نامه نسبت به اوست . ( 530 ) - حاكم بلوچستان در اين زمان هاشم خان سطوت الممالك هشترودى بوده است . ( 531 ) - كلهدار : از سكههاى خارجى رايج در بلوچستان در آن زمان كه به آن « روپيهء انگليسى يا فرنگى » نيز مىگفتند « سكهاى بود دو لبه كه زنگ مىزد و برابر 5 / 2 قران نقره بود . » ( محمد برقعى ، سازمان سياسى حكومت محلى بنت ، از انتشارات دانشگاه بو على سينا با همكارى انتشارات مازيار ، اسفندماه 36 ، تهران ، ص 162 ) . لازم به تذكر است كه به علت همجوارى بلوچستان با بلوچستان انگليس از يك سو ، و مراودهء تجارى بنادر بلوچستان با كشتيهاى بازرگانى خارجى از سوى ديگر ، انواع سكههاى خارجى در بلوچستان رايج بوده است كه در كتاب آقاى برقعى بعضى از آنها به شرح زير فهرست شدهاند : قرش پرنسس : معادل شش قران نقره ؛ روپيهء انگليسى ( فرنگى ) يا كلهدار : معادل 5 / 2 قران نقره ؛ قرش فرنگى : معادل 5 قران نقره ؛ روپيهء نقره : معادل چهار قران نقره ؛ نيم روپيهء نقره دو قران نقره ؛ گبر : يك قران نقره ؛ رانى ، سكهاى انگليسى با نقش ملكهء ويكتوريا ؛ كوت ، سكهاى انگليسى با نقش پادشاه انگلستان ، كه چون عكس روى سكه طاس و بىمو بوده است به آن « كوت » مىگفتهاند كه در زبان بلوچى به معنى فرد سر طاس است . علت نامگذارى قرش پرنسس نيز ظاهرا وجود عكس زنى ، يقينا ملكهء انگلستان بر روى سكه بوده است و كلهدار نيز به علت وجود نقش سر پادشاهى بر روى سكه به اين نام معروف بود ( سازمان سياسى حكومت محلى بنت ، ص 2 - 161 ) . ( 532 ) - چاتمه زدن : توقف عدهاى از قراولان در محلى ؛ و نيز چاتمه : قرار دادن چند تفنگ بر روى زمين به نحوى كه ته قنداقها با كمى فاصله از هم روى زمين قرار داشته و لولهها به هم تكيه داشته ، به صورت مخروطى درمىآيند . ( فرهنگ معين ) . ( 533 ) - لدى ده كوچكى از توابع دهستان دلگان شهرستان ايرانشهر . يادداشتهاى بخشش ششم : پايان راه ( 534 ) - فرماندهان كرمان ، ص 168 . ( 535 ) - محمود خان علاء الملك از سال 1290 تا 1294 ه . ق . وكيل كارپردازى حاجى ترخان در روسيه از 1294 تا 1300 سركنسول ايران در تفليس از 1300 تا 1303 مستشار سفارت ايران در پترزبورگ از 1303 تا 1304 نايب سفارت ايران در پترزبورگ 1304 تا 1312 وزيرمختار ايران در پترزبورگ و از 1312 تا 1319 سفير ايران در استانبول بود . ( 536 ) - سفرنامهء بلوچستان علاء الملك ص 76 . ( 537 ) - همان ، ص 77 . ( 538 ) - سعيد السلطنه ميرزا فتح اللّه خان طباطبائى ، پسر سوم ميرزا رفيع نظام العلماء تبريزى يعنى برادرزادهء محمود خان علاء الملك و داماد وى بود كه به هنگام حكومت علاء الملك در كرمان معاون يا نايب الايالهء او بود . سعيد السلطنه در 1322 رياست نظميهء تهران را برعهده داشت ، و در سال 1324 به حكومت بوشهر منصوب گرديد و در 1305 ه . ش - 1345 قمرى در تهران وفات يافت . نظام العلماء تبريزى كه رياست خانوادهء طباطبايى آذربايجان با